یه ساعتی بود که این صفحه جلوم باز بود ...می خوام گرد گیری کنم اما حس و حالش نمی یاد خوب حق دارم آخه دیدین کسی نصف شب از تو رخت خواب یهو یادش بیفته که باید گرد گیری کنه؟
.یعنی از دست خودم شاکی هستم...یعنی خدای دوباره کاری خود خودمم. خدای پشیمونی
الان نمی دونم باید خوشحال باشم یا بد حال...اَه
!بهترین تفریح اینه که یقه بلوزتو بکشی جلو و کله تو بکونی تو یقت...وای که راز بقاست
.وقتی نصف شب پاشی گردگیری کنی تو هم مثل من چرت و پرت می گی...خودشو ناراحت نکن
نوشته شده توسط:... در ساعت :3:57
| لینک ثابت
نوشته شده توسط:... در ساعت :17:32
| لینک ثابت
می شه؟ نمی شه؟
می شه؟
نمی شه؟
!..... تجربیات خوبی بدست آوردم....خوش گذشت...
نوشته شده توسط:... در ساعت :12:36
| لینک ثابت
....پول لازم شده ام به شدت
...آن هم یک پول گنده
نوشته شده توسط:... در ساعت :17:10
| لینک ثابت
.اوضاع به شدت قمر در عقرب است
...اگر دیر بجنبم زیر آبم خورده است
اما اینجانب خوب می دانم چه بکنم
!نبض مَنیجر در همین دستان خوشگل خودم است
نوشته شده توسط:... در ساعت :20:43
| لینک ثابت
خدایا آخه چرا به من این توان روندادی که وقتی ناراحتم یا دلم پر غصه هستش گریه کنم؟
آخه کی گفته من همیشه باید بخندم؟
...دلم می خواد زار بزنم
نوشته شده توسط:... در ساعت :23:34
| لینک ثابت

